حافظ خبر | اخبار و تصاویر شیراز و استان فارس 20 بهمن 1399 ساعت 12:29 http://www.hafezkhabar.ir/note/23130/شرایط-پیش-بینی-انتخابات-۱۴۰۰-1 -------------------------------------------------- یادداشتی از دکتر علی طاهری؛ عنوان : شرایط و پیش‌بینی انتخابات ۱۴۰۰ (1) -------------------------------------------------- بایدن در کوتاه‌مدت هیچ تحریم جدی را لغو نخواهد کرد، با ارائه فهرستی از پیش‌شرط‌ها راه ورود خود به برجام را تنگ می‌کند و ترجیح می‌دهد که با دولت منتخب 1400 ایران وارد مذاکره شود. متن : به گزارش حافظ خبر؛ دکتر علی طاهری، زاده شیراز و فرزند مهندس رجبعلی طاهری، کارشناس ارشد معاونت مهندسی وزارت نفت، عضو پایه یک نظام مهندسی ساختمان، مدرس و هیئت علمی دانشگاه یادداشت زیر را پیرامون تحریم و آنچه در آینده جمهوری اسلامی پیش خواهد آمد، نوشته است: با انتخاب بایدن به عنوان رییس جمهور آمریکا، بارقه ای از امید در دل اردوگاه غربگراها زنده شد. این اردوگاه در خیال باطل خود راه نجات کشور را در لغو تحریم ها به دست منتخب نسبی مردم آمریکا می داند و به گفتمان و اقدام عملی برای شکست تحریم ها اعتقاد ندارد. در این گفتار قصد ورود به چرایی اندیشه غلط این اردوگاه ندارم و تنها مایل به تحلیل برخی شرایط حال حاضر و پیش بینی برخی رفتارهای سیاسی آمریکا و این اردوگاه در آینده نزدیک هستم. آقای روحانی در 8 سال گذشته با کلید تدبیر و امید تمامی تلاش خود را به کار برد که با تئوری تعامل سازنده با غرب، اقتصاد ایران را شکوفا سازد. ولی با بدعهدی آمریکا و خروجش از برجام، کلید در قفل شکست و تمامی اندیشه ها و سیاست های گفتمان اعتدال نافرجام ماند. اگرچه شکست تئوری تعامل سازنده با غرب به دو دلیل ضعف بنیادی اقتصاد بین الملل ایران و ثبات ایدئولوژیکی انقلاب اسلامی از همان ابتدا برای نخبگان اقتصادی و نیروهای انقلابی قابل پیش بینی بود، لیکن متاسفانه اردوگاه غربگرا حتی بعد از این شکست هم به گزینه باور توان داخل و شکست تحریم فکر نمی کند و همچنان به دنبال راهکار قبلی است؛ از این رو آمدن بایدن به کاخ سفید برای آن ها یک فرصت استثنایی محسوب می شود. اصلاحات سیاسی و حتی اجتماعی نیز از بُعد داخلی، آنچنان گفتمان بدیعی ندارد و عملا به بن بست رسیده است. از طرفی تورم افسارگسیخته و بالا آمدن خط فقر، فلاکت و شمولیت آن به اکثریت مردم نیز منجر به تخریب کامل پایگاه های اجتماعی جناح سیاسی حاکم شده است. همین وضعیت باعث شد تا در انتخابات مجلس جناح های مقابل صاحب اکثریت کرسی های مجلس شوند. این وضعیت منجر به ناامیدی کامل اردوگاه سازش برای شرکت در کارزار انتخاباتی 1400 هم شد؛ به نحوی که برخی به ظاهر نخبگان آن ها، پیشنهاد استعفای دولت را نیز مطرح کردند؛ ولی به یکباره وضعیت حیات لیبرال های داخلی در آن سوی کره خاکی رقم خورد. بایدن در رقابت انتخاباتی خود فرمان اجرایی ترامپ در خصوص برجام را اشتباه خواند و از بازگشت به برجام سخن راند و حال که رییس جمهور آمریکا شده است، غربگراها منتظر تحریر لغو تحریم ها و بازگشت آمریکا به برجام هستند. نگارنده بر این باور است که بایدن در کوتاه مدت هیچ تحریم جدی را لغو نخواهد کرد و با ارائه فهرستی از پیش شرط ها، راه ورود خود به برجام را تنگ می کند و ترجیح می دهد که با دولت منتخب 1400 ایران وارد مذاکره شود تا با ورشکسته های ساکن کنونی در پاستور؛ از طرفی تلاش خواهد کرد که دولت منتخب در 1400 متشکل از اردوگاه غربگراها باشد و یا حداقل یک دولت ملی گرای انقلابی نباشد. حال ممکن است این سوال مطرح شود که چرا بایدن باید به این استراتژی روی آورد و برای تحقق آن چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت: برای پاسخ به پرسش فوق باید یک اصل مهم را مد نظر قرار داد و آن هم اصل تامین منافع آمریکا در محاسبات بایدن است. رفع تحریم ها و بازگشت به برجام هیچ منفعت اولیه و حتی ثانویه ای برای آمریکا و بایدن ندارد و حتی ممکن است منجر به دلخوری متحدان آمریکا در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا گردد. تنها دلیلی که ممکن است بایدن به رفع تحریم ها و بازگشت به برجام فکر کند، فشار جامعه جهانی و وعده پیشین وی در رقابت انتخاباتی است. از این رو برای اینکه لغو تحریم ها و بازگشت به برجام را به تعویق بیاندازد، بدیهی است که پیش شرط هایی را جلوی راه خود و ایران قرار دهد. مهم نیست که این پیش شرط ها ساده یا پیچیده باشد، قابل پذیرش یا جزء خط قرمز ایران است. مهم این است که تحقق این پیش شرط ها عملا ورود آمریکا به برجام را تا دولت بعدی ایران به تعویق خواهد انداخت. از سوی دیگر بایدن نمی خواهد وارد توافقات میان مدت با دولتی شود که ماه های آخر حکومت خود را طی می کند. عقل سلیم حکم می کند که بایدن برگ های معاملاتی خود را در پشت میز مذاکره ای رو کند که روبرویش دولتی مستقر باشد که حداقل چند سالی دوام داشته باشد؛ پس مذاکره جدی در خصوص لغو تحریم ها و بازگشت آمریکا به برجام، به بعد از شهریور 1400 موکول خواهد شد. از طرف دیگر آمریکایی ها به کمک بازوی اطلاعاتی خود در داخل کشور و همچنین شبکه رسانه های اینترنتی متوجه هستند که پایگاه غربگرا در ایران به شدت آسیب دیده و گفتمان مذاکره و تعامل با آمریکا و غرب چندان شنونده ای ندارد. مسلما بایدن و تیم مذاکره کننده وی از ادوار مذاکرات هسته ای ایران قبل و بعد از روی کار آمدن حسن روحانی، دو تجربه متفاوت را دارند. لذا ترجیح می دهند با گروهی همچنان مذاکره کنند که قبلاً توانسته اند با آنها به یک توافق برسند. در اینجا تیم سیاست گذار آمریکایی بر خود لازم می بیند که دست تیم غربگرای ایرانی را برای رقابت با جریان های انقلابی پر کند. یکی از نقاط ضعف دولت حاکم، تورم افسار گسیخته و قیمت بالای کالاهاست که در نهایت منجر به کاهش ارزش ریال شده است. از نظر اقتصادی راهکارهای زیادی وجود دارد که بدون لغو تحریم و یا ورود آمریکا به برجام، شاخص ریال در برابر ارزهای خارجی خصوصاً دلار رشد داشته باشد. یکی از ساده ترین این روش ها ورود فیزیکی یورو، دلار و طلا به بازار ایران است. بخشی از این ورود ممکن است به صورت قانونی و بخش دیگر به صورت غیرقانونی (از منظر بین الملل) صورت گیرد. موج کاهش قیمت ارز منجر به واکنش های داخلی نیز خواهد شد و ممکن است برخی کالاها نیز با ثبات قیمت و یا حتی کاهش قیمت مواجه شوند. علاوه بر این تیم مذاکره کننده دولت به دنبال گرفتن امتیازات بیشتری خواهد بود، تعلیق برخی از تحریم ها و یا سطح اجازه بالاتر برای ساز و کار اینستکس و یا آزاد شدن دلارهای بلوکه شده در بانک های کره ای و هندی و چینی، می تواند نمونه هایی از اقداماتی باشند که ذیل واژه گشایش ارزی قرار خواهند گرفت. این اقدامات با لغو برخی از تحریم های بی اثر شده نظیر تحریم بنزین و فراورده های سوختی، تحریم فلزات و همچنین خروج برخی از افراد از لیست تحریم، مزین می شود و با قدرت هرچه بیشتر از سوی رسانه های بین المللی و همسو با دمکرات ها اعلام و تبلیغ می گردد. در این شرایط تحرک تیم خارجه ایران بیشتر و بیشتر می شود و با سفرهای مختلف به کشورهای اروپایی و آسیایی به مخاطب داخلی این پیام منتقل می شود که کارها در حال درست شدن است و به زودی گشایش اقتصادی و رونق ارزی صورت خواهد گرفت. استفاده از شرایط فوق در ید تیم رسانه ای قوی اردوگاه غربگراها و لشکر سلبریتی ها قرار می گیرد، به جامعه به دور از تفکر تزریق می شود که معیشت و رفاه آینده خود و فرزندان تان در گروی تعامل گسترده با غرب و آمریکا است. علت عدم گشایش های اقتصادی در گذشته را نیز همین نکته یعنی عدم تعامل با غرب عنوان خواهند کرد و با جسارت هرچه تمام تر عنوان خواهند کرد که اگر ترامپ از برجام خارج نشده بود و اگر به fatf پیوسته بودیم، دلار همچنان زیر 4000 تومان بود و آن تورم های وحشتناک را هم شاهد نبودیم و حتی از آن بالاتر با وقاحت تمام فریاد خواهند زد که ببینید هم اکنون که دولت دوباره با دنیا در حال گفتگو است دلار به پایین تر از 15 هزار تومان آمده و همچنان در حال کاهش است و تلاش خواهند کرد که موج حمایت از دولت غربگرا به منظور تعامل گسترده با غرب جاری شود. موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه مضاعف داشت، مصوبه اقدام راهبردی مجلس در خصوص لغو تحریم ها و اقدامات دولت است. این مصوبه شرایطی را فراهم کرده است که هرچقدر آمریکا دیرتر به تحریم های ظالمانه پایان دهد، ایران به شرایط قبل از برجام نزدیکتر خواهد شد. بر روی کاغذ و از زاویه ای که اکثریت مجلس به دنیا نگاه می کنند این مصوبه می تواند به عنوان ابزار چانه زنی و قدرت تیم سیاست خارجه ایران باشد و البته به واقع هم یک ابزار چانه زنی است ولی اینکه این ابزار در دست چه کسی باشد و تا چه میزان در راستای اهداف ملی قرار گیرد و در این راستا اثربخش باشد، مطلبی است که باید از زوایای دیگر نیز به آن توجه داشت. یک؛ لازم است به این مهم توجه شود که اگر در بازه تعریف شده در قانون، تحریم های یکجانبه لغو و آمریکا به برجام بازگردد؛ برد سیاسی بازگشت آمریکا به برجام به حساب جناح حاکم بر مجلس واریز خواهد شد. لذا حتی در بدنه دولت رقبتی برای بازگشت آمریکا در این برهه از زمان به برجام نیست. دو؛ در ادامه بحث جنگ روانی- معیشتی، اردوگاه غربگرا از مصوبه فوق به عنوان خاکریز دفاعی و راه فرار استفاده خواهد کرد. یعنی به مخاطب دیکته خواهد شد که مصوبه اخیر مجلس باعث شده است که آمریکا نسبت به بازگشت به برجام مردد باشد. اجازه بدهید که فرض واقع گرایانه عدم بازگشت آمریکا به برجام قبل از سوم اسفند را داشته باشیم. در این حالت ایران تعهدات مختلف خود را به صورت پلکانی و مرحله به مرحله لغو می کند و عملاً از برجام خارج می شود. در این شرایط طرف آمریکایی به سادگی و به راحتی عنوان می کند که ایران دیگر در برجام قرار ندارد و لذا آمریکا نیز دلیلی برای لغو تحریم ها و بازگشت به برجام نمی بیند و تا زمانی که ایران به تعهدات برجامی خود عمل نکند هیچ تحریمی لغو نخواهد شد و حتی در ادامه ممکن است تهدید کند که تحریم سازمان ملل نیز برخواهد گشت. رسانه های غربگرا نیز شکست مذاکرات و افزایش فشار احتمالی را به گردن مصوبه مجلس اصولگرا می اندازند و در مناظرات انتخاباتی علیه کاندیدهای انقلابی و اصولگرا استفاده خواهند نمود. با شرایط برشمرده و با دوراندیشی نظر بر تکثر تعداد کاندیدا در جبهه اصولگراها و انقلابیون، این احتمال وجود دارد که مردم با موج غربگرایی حرکت کنند و دوباره یک دولت برون نگر روی کار بیاید. در این صورت رسماً باید فاتحه انقلاب اسلامی را خواند و در خوشبینانه ترین حالت فقط به جمهوری اسلامی که در هاضمه جهانی قرار گرفته است بسنده نمود. به همین دلیل است که انتخابات پیش رو شاید مهمترین انتخابات تاریخ انقلاب اسلامی باشد. ولی آنچه که گفته شد همه وقایع محتمل و اتفاقات آتی و یا ابزارهای موجود نیست، بلکه جبهه انقلابی برای پیروزی در انتخابات 1400 مسلح به ابزار و راهکارهایی است که در قسمت بعدی سلسله مقالات راجع آن صحبت خواهد شد.