۰
plusresetminus
یادداشت؛

برای صیاد دل ها

تاریخ انتشاردوشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۰۳:۱۰
صیاد را برای اولین بار در صف سان دیدنش از گردان فجر وکمیل لشکر ۳۳ المهدی  وبک گردان ارتشی از تیپ هوابرد شیراز که بعدا ، تیپ رعد نامیده شد دیدم .
برای صیاد دل ها
یادداشت// حافظ خبر// حسین پیروان

چه خوش صید دلم کردی بنام چشم مستت را 
که کس اهوی وحشی را از این  بهتر نمیگیرد 

برای صیاد دل ها 
بمناسبت سالروز شهادتش 

صیاد را برای اولین بار در صف سان دیدنش از گردان فجر وکمیل لشکر ۳۳ المهدی  وبک گردان ارتشی از تیپ هوابرد شیراز که بعدا ، تیپ رعد نامیده شد دیدم .
تقریبا حدود یک ماه اموزش هلی برنی در اصفهان داشتیم و صیاد مسول و استاد آموزش نیروها بود .
کلاس ها از فرمانده گردان و معاونین .گروهان و معاونین .دسته و تیم هایش .
دوستان یادتان است اولین بار به شیوه ارتش اموزش دیدیم 
یعنی هر دسته به سه تیم تقریبا ۱۱ نفره .
و هر فرمانده برای خودش محدوده ای برای عمل داشت 
حتی مسولین تیم ها نیز خود یک فرمانده مستقل بودند که در مواقع لزوم تصمیم گیری میکردند و متاسفانه در ادامه کار در جنگ ما از این روش دوری کردیم .
صیاد را منظم .شیک پوش .مقرارتی و متعهد به برنامه کاری .
یادم میاید در یکی از مانور ها که رییس جمهور وقت ومقام رهبری امروز نیز ناظر مانور بودند  و بعد مانور سخنرانی کردند 

من برای اینکه نیروهایم در بیابان اگر نیاز به قضای حاجت داشتند وسیله باشد .افتابه ای (قرمز رنگ )به پشت کلوله پشتی ام اویزان کرده بودنم (اخه کسی افتابه را تحویل نمیگرفت )
وقتی هلی برن شدیم و هر دسته و تیم و گروهان داشتند در محل های مشخص خود پدافند میکردند .
روی بیسم  گفته میشد یک چیز قرمزی در بین نیروها جلب توجه میکند بگویید چیست و استتار شود.
 از فرماندهی گروهان زنگ زدند و من مجبور شدم انرا برای زمان مانور استتار کنم 
این نظم و انضباط و رعایت جوانب کار حتی زمان مانور نشان از تعهد کاری ایشان بود .
بارها در سان دیدن نسبت به دقت در بستن تجهیزات و کم و کیف ان با فرماندهان دستورات لازم را میداد 

در زمان هایی که برای بازدید می امد از شیوه لباس پوشیدن و منظم بودنش انهم در کنار فرماندهان دیگر لذت میبردم .
اولین بار که نیروها کلاه اهنی به سر میکردند (کاش ادامه می یافت .عکس هایش موجود است )

لباس های پلنگی داده بودند بپوشیم همه استین ها تا مچ دست ها بود .امد وگفت باید استین ها تا نزدیک ارنج بالا باشد اینطوری به انسان قدرت میدهد 
تازه فهمیدم که بالازدن استین قلدری نیست یک آموزش است که به نیرو روحیه میدهد .
در شروع کلاس همیشه با کلامی از معصومین شروع میکرد وچنان درس میداد که همه میفهمیدند ودر پایان با دعا تمام میکرد .
نماز جماعت با امامت او برای انروزهای دفاع حرکتی نو بود که از یک ارتشی توقع نبود.
در کنار نظامی بودنش که انسان احساس میکند انسانی خشک و سخت  است او برای همه نیروها مهربان ترین  بود .

یادش گرامی باد و روحش شاد 
کد مطلب : ۲۲۷۷۳
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما