۰
plusresetminus

بعضی‌ها از شیوع آسیب‌های اجتماعی سود می‌برند

تاریخ انتشاريکشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۱۴
اعتیاد، فقر، طلاق، سرپرستی خانوار جزو آسیب هایی هستند که به سمت زنانه شدن سوق پیدا کرده اند. آیا می توان با زنانه شدن آسیب های اجتماعی مقابله کرد؟
به گزارش حافظ،«اکنون بنا به دلایلی در شرایطی متأثر از تحولات و تغییرات جمعیتی، فرهنگی، اقتصادی، افزایش تعداد روزافزون دختران فارغ التحصیل دانشگاهی، بالا رفتن سن ازدواج و افزایش نرخ طلاق قرار داریم که با زنانه شدن بسیاری از پدیده‌ها از فقر گرفته تا سرپرستی خانوار و سالمندی مواجه هستیم.» این حرف های چند روز گذشته شهیندخت مولاوردی، معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده حکایت از چرخشی در جهت نگاه به آسیب های اجتماعی دارد. هرچند که قبل از این نگرانی هایی در خصوص زنانه شدن اعتیاد،ایدز و کارتن خوابی ابراز شده بود.
از میان پدیده هایی که زنان را بیشتر از مردان درگیر کرده و با گذر زمان کفه سنگین آن به سمت زنان می رود می توان به فقر، سرپرستی خانوار، سالمندی و بیکاری اشاره کرد. اما سعید صفاتیان، رئیس کارگروه کاهش تقاضا در کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است آماری در مورد آسیب های حوزه زنان به صورت دقیق در دست نیست: «ما متاسفانه هنوز اطلاعات پایه هم نداریم. ما در حوزه کارشناسی هم آمار نداریم. واقعا الان نمی توان گفت در حوزه آسیب های اجتماعی زنان چند درصد این آسیب ها را شامل می شوند. از نظر جنسیت نمی توان تفکیک قایل شد.»
صفاتیان که مدیرکلی اسبق درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر را در پرونده خود دارد بزرگترین معضل در زمینه آسیب های اجتماعی را نبود برنامه قابل اتکا می داند و به خبرآنلاین می گوید: «برنامه هایی نداریم که بگوییم الان مشکل این است و بتوانیم با این برنامه ها تحقیقی کنیم و آزمایشی در کل جامعه انجام دهیم که بگوییم اعتیاد در زنان سیر نزولی دارد خیر چنین اتفاقی در کشور ما نیست و این شرایط را خیلی بدتر می کند.»
آنچه در آخر مورد تایید صفاتیان هم قرار می گیرد زنانه شدن آسیب های اجتماعی است نه با این آمارها بلکه آمارهای بیشتر از این.
گفت و گو با سعید صفاتیان رییس کارگروه پیشگیری از اعتیاد مجمع تشخیص مصلحت در ادامه می آید:
معاون ریاست جمهوری در امور زنان و خانواده چند روز پیش گفتند پدیده هایی مانند اعتیاد، طلاق و فقر به سمت زنانه شدن می روند. شما چقدر با این اظهار نظر موافقید؟
موضوعی که در مورد مسایل اجتماعی وجود دارد و خیلی باید به آن دقت کنیم بقای مساله است. موضوعی مانند مواد مخدر، کودکان خیابانی و زنان بدسرپرست در دو طیف قابل بررسی هستند. قسمت اول سازمان های دولتی و غیر دولتی هستند که در قبال آن امتیاز می گیرند. هنگامی که طلاق در جامعه حذف شود شاید بودجه یکسری سازمان ها که در این زمینه فعالیت می کنند حذف شود، آدم های مرتبط هم حذف می شوند. در این طرف قضیه هم می بینیم کسانی هستند که از این موضوع سود می برند. در حوزه مواد مخدر ما یک حوزه قاچاق داریم که از این موضوع میلیاردها تومان سود می برد و یک حوزه ضد قاچاق که دستگاه های دولتی هستند جایگاه، پست سازمانی و بودجه دارند و برنامه تضادی بین این دو به وجود می آید که این تضاد باعث می شود این مساله رشد کند و بقا داشته باشد بدون اینکه کنترلی روی آن وجود داشته باشد. وقتی برنامه می خواهد عوض شود عموما سیستم کارشناسی یا مدیریت در داخل سیستم واکنش نشان می دهند زیرا برنامه را بقای خودشان می دانند و این مساله را بقای برنامه می دانند یعنی پشت سر هم زنجیروار در حرکت است. برای همین برای این موضوعات باید از بالای سیستم برنامه ریزی صورت گیرد. مثلا در حوزه مواد مخدر این اتفاق افتاده است. سال گذشته آقای رحمانی فضلی بحث اجتماعی کردن مواد مخدر را مطرح کردند. اینکه اعتیاد یا مسایل اجتماعی به سمت زنانه شدن در حال حرکت است درست است و واقعا این اتفاق افتاده.
چگونه می توان با این پدیده برخورد کرد؟
باید بگویم نمی توانیم جلو این مساله را بگیریم؛ اولا این اتفاق در همه کشورهای در حال توسعه می افتد چرا که می توان گفت تغییرات سیستم اجتماعی آنقدر سریع اتفاق می افتد که جامعه نمی تواند خودش را با آن تطبیق دهد. از یک طرف دولت هم امکانات یا هر چیزی را که بخواهیم در نظر بگیریم تا به خانواده ها آموزش دهد، ندارد در نتیجه می بینیم که برخی از پدیده ها در خانم ها رشد می کند. یعنی این اتفاق در ۳۰،۴۰سال اخیر در اکثر کشورهای اروپایی افتاد در کشور ما هم همین است که رشد اتفاق می افتد اما مساله این است که آیا می توانیم جلو آن را بگیریم؟ نه، کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است که روی این موضوع مدیریت کنیم که این موضوع خیلی مهم است. متاسفانه ما برنامه ای برای مدیریت در هیچ کدام از معضلات اجتماعی نداریم. در مساله آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی، کمیته امداد و وزارت رفاه را داریم از یک طرف وزارت کشور و شورای اجتماعی وزارت کشور را داریم.قوه قضاییه هم معاونت اجتماعی دارد و شهرداری تهران هم از طرفی دخالت می کند. ما چند مرکز داریم که در حوزه آسیب های اجتماعی، در حوزه زنان به صورت تخصصی، در حوزه جوانان و در حوزه عام جامعه کار می کنند عموما یک همگرایی بین آنها دیده نمی شود. مثلا موردی اگر در شورای اجتماعی کشور مصوب می شود تا به عنوان یک سیاست یا به عنوان یک هدف کلی دیده شود و این هدف ریز شود و تبدیل به برنامه و عمل شود، در دستگاه ها و برای اجرا دچار چالش می شود چراکه هر دستگاهی از زاویه خود این مساله را می بیند. سازمان بهزیستی از زاویه خود و وزارت کشورنیز از زاویه خودمی بیند در نتیجه خود آن مساله گاها فراموش می شود.
آسیب های اجتماعی در حوزه زنان چقدر رشد داشته است؟ آماری در این مورد وجود ندارد؟
آمارهایی که ما داریم، بیشتر دولتی هستند و ممکن است بیشتر کارشناسان آنها را قبول نداشته باشند؛ اینکه ما چقدر الان دقیق اطلاعات داریم که چه میزان زنان بدسرپرست در جامعه داریم. ما حتی در تعریف ها هم دچار مشکل می شویم. در یکی از شهرستان ها بازدید داشتیم به ما گفتند که در این شهرستان ما کودک خیابانی نداریم اما سر هر چهارراه که می رفتیم چند کودک ایستاده بود که می گفتند اینها کودک کارند. پس تعاریف هم در این میان دچار مشکل می شوند مثلا در مورد همین زنانه شدن ما چه تعریفی از این موضوع داریم؟ زن ها در سال ۸۶‌، پنج درصد اعتیاد داشتند که در سال ۹۱ به ۱۰درصد رسید. این آمار دلیلی بر رشد دوبرابری نیست علت آن تعداد مراکز درمانی بیشتری بود که در حوزه زنان تاسیس شد و اینکه خانم ها تمایلشان برای درمان و شرکت در این سیستم بیشتر شده است.
یعنی می گویید از همان ابتدا زنان در حوزه اعتیاد پا به پای مردان حرکت می کردند؟
نمی گویم پابه پا، اما می گویم این عدد بالاست. یعنی ۵ و ۱۰نیست خیلی بیشتر از این حرفاست.
آمار دقیقی درباره این مساله وجود ندارد؟
نه آماری نداریم البته در بیشتر کشورهای دنیا هم همین است. کشورها دنبال اعداد نیستند به دنبال این هستند که چگونه این مساله را مدیریت کنند مساله ای که ما در آن ضعف داریم.
فکر نمی کنید وضعیت اجتماعی ما در مقایسه با کشورهای اروپایی خیلی بیشتر به این آسیب ها دامن خواهد زد؟ مثل آمار بیکاری که در زنان خیلی بیشتر از مردان است. 

شما اگر در حوزه اقتصاد هم بخواهید به این موضوع نگاه کنید همین اتفاق می افتد یعنی موضوع بدتر می شود.
منظورم این است که در همه موارد نمی توانیم ایران را با کشورهای اروپایی مقایسه کنیم.
این اعداد و ارقام در همه جا هست. در اروپا اصلا مهم نیست که زنان ۳۰درصد اعتیاد دارند یا ۶۰درصد مساله این است که چقدر برنامه ها دقیق اجرا می شود. برنامه هایی که زنان را در حوزه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی روانشناسی می بیند اما در ایران این اتفاقات برای ما نمی افتد ما تعریفی در این مورد نداریم. اگر ۴ نماینده از ۴سازمان دعوت کنید تا در مورد اعتیاد زنان صحبت کنند تعاریفی که ارایه می دهند خیلی متفاوت است. سازمان هم برای خودش و برای بقای مساله و پررنگ کردن موضوع هرچقدر بیشتر به این موضوع بپردازد افکار عمومی هم بیشتر توجه می کند، می تواند بودجه و تشکیلات ایجاد کند و در نشست های خارجی شرکت کنند که بالاخره در حوزه اجتماعی همه اینها امتیاز است.
باید بگویم نمی توانیم جلو زنانه شدن آسیب‌ها را بگیریم؛ اولا این اتفاق در همه کشورهای در حال توسعه می افتد چرا که می توان گفت تغییرات سیستم اجتماعی آنقدر سریع اتفاق می افتد که جامعه نمی تواند خودش را با آن تطبیق دهد. از یک طرف دولت هم امکانات یا هر چیزی را که بخواهیم در نظر بگیریم تا به خانواده ها آموزش دهد، ندارد در نتیجه می بینیم که برخی از پدیده ها در خانم ها رشد می کند. یعنی این اتفاق در ۳۰،۴۰سال اخیر در اکثر کشورهای اروپایی افتاد در کشور ما هم همین است که رشد اتفاق می افتد اما مساله این است که آیا می توانیم جلو آن را بگیریم؟
باز هم می گویم این اتفاق در کشور دارد می افتد اما برنامه هایی نداریم که بگوییم الان مشکل این است و بتوانیم با این برنامه ها تحقیقی کنیم و آزمایشی در کل جامعه انجام دهیم که بگوییم اعتیاد در زنان سیر نزولی دارد خیر چنین اتفاقی در کشور ما نیست و این شرایط را خیلی بدتر می کند. جایگاه شورای اجتماعی کشور در این مساله خیلی مهم است حالا شاید در حوزه اعتیاد خیلی تخصصی نباشد اما در مورد بقیه معضلات خیلی مهم است. در مورد آسیب های اجتماعی می تواند موضوع را در ابتدا بررسی کند. برنامه هایی که ماداریم مشکلات بزرگی دارند بزرگترین مشکل ما این است که برنامه هایمان برنامه های قابل ارزیابی نیستند یعنی در موضوعاتی مخصوصا موضوعات اجتماعی زنان، کودکان یا نوجوانان برنامه ای که ریخته می شود نمی توانیم ۴سال دیگر از روی این برنامه ارزیابی انجام دهیم. یعنی شاخص هایی که از ابتدا برای این برنامه ها می ریزند شاخص های قابل ارزیابی نیستند سعی می کنند شاخص ها را به جای اینکه کمی بدهند کیفی دهند و این شاخص های کیفی قابل ارزیابی نیست. حداکثر شاخص های کمی قابل ارزیابی که می دهند این است که نشستی برگزار شده برای اعتیاد زنان در یک استانی اما این نشست چقدر تاثیر داشته چقدر در جهت کاهش آسیب های زنان کمک کرده است.
یکی از دلایل عدم ارایه آمار این است که در سطح جامعه بازتابی نداشته باشد، یا کلا آماری وجود ندارد. کشورهای دیگر هم مانند ما هستند؟

همه جای دنیا اینگونه است فقط برخی کشورهای پیشرفته توانسته اند این اطلاعات را داشته باشند و از این اطلاعات استفاده کنند. ما متاسفانه هنوز اطلاعات پایه هم نداریم. ما در حوزه کارشناسی هم آمار نداریم. واقعا الان نمی توان گفت در حوزه آسیب های اجتماعی زنان چند درصد این آسیب ها را شامل می شوند. از نظر جنسیت نمی توان تفکیک قایل شد. برخی از کشورهای آسیای جنوب شرقی هم که تازه شروع کردند حداقل آمارهای پایه دارند. فرض کنید حدود ۱۰میلیون نفر در حاشیه شهرها زندگی می کنند برنامه کلان در حوزه زنان که بماند برنامه کلان برای کل جامعه آنها در حوزه آسیب های اجتماعی نداریم. تمام برنامه هایی که در کشور از لحاظ آمار گرفتن انجام می شودبیشتر در مناطق شهری وجود دارد در مناطق دیگر با جمعیت های کوچک آمار و اطلاعات خیلی دقیق نیست. در حوزه مسایل اجتماعی در تهران نمی توان پشت کامپیوتر نشست و اطلاعات را از اروپا گرفت باید مسایل فرهنگی و قومیت را هم در نظر گرفت. برنامه ای که در تهران نوشته می شود به درد استان دیگر مانند سیستان و بلوچستان نمی خورد. اینجاست که می گویند برای کنترل آسیب های اجتماعی مخصوصا در زنان باید از روندی استفاده کرد به نام بازاریابی اجتماعی. بازاریابی اجتماعی یعنی اینکه مسوولان فکر نکنند نیاز جامعه را می دانند نیاز جامعه را باید از جامعه پرسید یعنی در جلساتی که می گذارند تصمیم گیری هایشان از بالا به پایین نباشد.
اما بازاریابی اجتماعی متاسفانه هنوز اتفاق نیفتاده است. یعنی ما نیاز مردم را از خود مردم بگیریم. از خودشان بپرسیم در تصمیم گیری ها مردم سازمان های مردم نهاد بخش خصوصی را درگیر کنیم و سعی کنیم اطلاعاتی که به مردم می دهیم اطلاعات درستی باشد در حوزه اعتیاد اگر من به یک جوانی بگویم که شما با مصرف مواد مخدر مشکل قلبی پیدا می کنی قبول نمی کند می گوید من چند نفر را می شناسم که چندین سال است مصرف می کنند و مشکلی ندارند و رسما زده می شود ما در حوزه اجتماعی همیشه می خواهیم یک طرفه و دستوری برنامه ها را انجام دهیم.
بنابر این روش درست برای آگاه کردن جوانان چیست؟
روش بازاریابی به همین منظور است این روش می گوید اطلاعاتی را به مردم بدهید که می خواهند این اطلاعات را از دوستان خود بگیرند الان سطح ارتباطات فرق کرده است در گذشته مردم اطلاعاتی که می گرفتند تنها از تلویزیون و دوستانشان بود الان دوستان هستند به علاوه آن اینترنت و فضای مجازی هم داریم و اگر بخواهیم تنها نکات منفی را بگوییم کم کم از ما زده می شوند.
چند وقت پیش مدیر عامل سازمان رفاه شهرداری هم اعلام کرد که کارتن خوابی هم زنانه شده است. به نظر می رسد این آسیب ها به گونه ای زنجیره وار در حال حرکت هستند.

آسیب های اجتماعی همین هستند برای برطرف کردن موضوع اجتماعی فقط نباید یک موضوع را دید طلاق اعتیاد کودک خیابانی زن خیابانی زن بدسرپرست همه اینها با هم کودک کار و کودک خیابانی می شود نباید اینها را جدا از هم دید برای همین است که در حوزه آسیب های اجتماعی متولی را یک سازمان قرار می دهند ولی ما ۵سازمان متولی در این حوزه داریم که دعوای اصلی شان هم سر بودجه است. همه حوزه ها به سمت زنانه شدن دارد می رود ویک مقدار که شرایط جامعه بازتر شود اطلاعات هم بیشتر می شود.

منبع:مشرق
کد مطلب : ۶۸۵۴
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما