شاعرانه:

شعر قرآن

3 فروردين 1402 ساعت 17:26

گزارشگر : منیره خسروبیگ

درآن پیداست ناپیدا و ناپیداست  پیدایش
فریبی  نیست، رَیبی نیست، در لحنِ فریبایش


جهانِ رازناکش عین و سین و قاف و حامیم است
چنان که کاف و ها  و یا و عین و صاد، ایمایش(1)

خداونداست نورِ آسمان ها و زمین در آن
که تابان است در اقطارِ عالم روی زیبایش
 
هم او اول، هم او اخِر، هم او باطن، هم او ظاهِر
که خلاّق است و جبّار است، وصف عالم آرایش(2)

به بسم الله الرحمن الرحیمش هست مفهومی
که سرتا پای هستی نیست حتی نقطه ی بایش

درآن نجّارِ کوفه میخ بر الوار می کوبد
که طغیان جوش نفرین است اشکِ کوه-بالایش(3)

درآن فرزندِ تارِخ را تبر بر دوش می بینند
که دل بر می کند از نازنین فرزندِ رعنایش(4)

بفرمایید خود زیباترین افسانه اش از کیست؟
عزیزِ پاک پنداری که راعیل است شیدایش(5)

درآن با چوبدست سِحر دریا می شود نیمه
دو نیمه می کند فرعونیان را قهرِ دریایش(6)

درآن مریم به معبد، میهمان سفره ی غیب است
که جان را می برد تا آسمان، مرغِ مُسَمّایش

بر آرد " اِنّی عبدُاللّه آتانِی الکتاب" از آن
همان در مهد، پیغمبر که می خوانند عیسایش(7)

محمّد یک شبان ساده درآن هست پیغمبر
که طرح ماه،  کامل می شود از نورِ سیمایش

امیرالمؤمنین درآن همان مدهوشِ محراب است
که انگشتر برون آید ز دستش، تیر از پایش(8)

چه گویی سهم بانویِ جهان آیاتِ کوتاهی است؟
حبابِ لفظ اندک می زند، دریاست معنایش(9)

به قرآن و به فُرقان و کتاب و ذکر و وحی و حق
بیان و موعظه، نور و بصائر، نامِ بُشرایش(10)

الهی سینه ام را گنجه ی نورِ مُهَیمِن کن
که با " حیَّ علی خیرِالعمل " باشم مُهیّایش

غلامرضا کافی 


اشاره ها:
1)عسق، حم و کهیعص از حروف مقطعه در قرآن.
2)به تمامی صفات خداوند است.
3)اشاره به داستان حضرت نوح.
4)اشاره به داستان حضرت ابراهیم. تارخ بر وزن ناسِخ نام پدر حضرت ابراهیم.
5)به تعبیر خودقران، اَحسنُ القِصَص، داستان حضرت یوسف است و راعیل نام زلیخاست.
6)داستان حضرت موسی و قوم فرعون. 
7)سخن حضرت عیسی در قران:من بنده ی خدایم و او به من کتاب ارزانی داشته است.
8) منظور آیه ی ولایت: انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا...  تا هم راکعون، که اشاره به نگین بخشی علی(ع) در نماز دارد.
9)اشاره به سوره ی کوتاهِ کوثر درشان حضرت زهرا سلام الله علیها.
10)به همراه مهیمن در بیت بعد، به تمامی اسامی دیگر قرآن است.

مناجات

 « به جز تو کس نشناسم، به جز تو کس نپرستم
کجا که با تو نبودم، کجا که بی تو نشستم؟ »

تو در منی به تجَلّی، تو در منی به تماشا
دریغ بر منِ غافل، نبود آینه دستم!

جهان و هرچه در اوهست، نداشت ارزش دیدن
به دیدنِ تو نشستم، درِ مُشاهده بستم

نبود صورتِ عالم، که دل خبر ز تو می داد
نداشت صورت خوبی، که صورتت نپرستم

طمع به مهر تو کردم، خراب لطف تو بودم
اگر که توبه نکردم، اگر که توبه شکستم

فنا به ذات ندیدم، که جاودانگیَ است این:
همان که بودی و هستی، همان که بودم و هستم! 

غلامرضا کافی 

این بیت به صورت فرد(بی ادامه) در دیوان ناصرالدین شاه ضبط است.


ماه روزه، ماه مهمانی مه اکرام دوست
ماه رحمت،ماه بخشش، ماه انفاق نکوست
 
ماه قرآن و دعا هست و مناجات و نیاز
ماه تطهیر روان و ماه انوار نماز

ماه امساک زبان است و سحرهای صفا
ماه افطار ‌وطنین« ربنای» التجا

 ماه «الغوث» و «مجیر» و یا «علی یا عظیم»
ماه حبس و انزجار از نفس  شیطان رجیم 

 ماه پرواز روان و‌«لیله القدر» و علی
وندای «فزت رب» صوت محراب ولی

ماه‌ صوت دلنشین نور قرآن  مجید
ماه استغفار بنده از خداوند وحید

ماه لطف و رحمت و درهای باز جنت است
ماه نزدیکی به سبحان و صفای قربت است

ماه استغفار و زنجیر گناه برزخی
ماه آزادی انسان از لهیب دوزخی

ماه امید گنهکاران ونور و رحمت است
ماه رَستن از گناه و از عذاب و نقمت است

      کبری قالینی نژاد_افروز


کد مطلب: 27129

آدرس مطلب: https://www.hafezkhabar.ir/note/27129/شعر-قرآن

حافظ خبر
  https://www.hafezkhabar.ir