حافظ خبر | اخبار و تصاویر شیراز و استان فارس 4 اسفند 1400 ساعت 10:44 https://www.hafezkhabar.ir/note/24882/سرنوشت-رسانه-عصر-حاکمیت-شبکه-اجتماعی -------------------------------------------------- یادداشتی از حسین خبیری: عنوان : سرنوشت رسانه در عصر حاکمیت شبکه اجتماعی -------------------------------------------------- در یک برداشت آزاد، زمانی شرایط حاکم بر رسانه های جمعی مورد بررسی، تحلیل وبازبینی قرار می گیرد، که این قطارهای اطلاع رسانی از ریل گذاری وظایف اصلی  خود خارج شده باشند یا بعضا درجهت مخالف اهداف ذاتی یک رسانه گام بر دارند. متن : به گزارش حافظ خبر، مشکل همیشگی بنگاه های خبری، تامین نیازمندی های مالی یا همان استقلال اقتصادی است که  گاهی باعث می شود یک رسانه از حرف خود کوتاه بیاید ، موضعش را تغییر دهد یا اصلا حرفش را قورت دهد و پس بگیرد. در این شرایط نامتوازن ونامتعادل ، در بدترین حالت ممکن،گاهی سازمانهای خبری و گردانندگان آن توسط مراکز قدرت یا ثروت اجیر می شوند. در این نابسامانی و فضای غبارآلودموجود، سود جویان هم دست بکارمی شوند و از طریق باج گیری از مسیر رسانه ،ضربه خود را براین پیکره نحیف ارتباطی وارد می کنند وخبرنگاران،قربانیان دایمی این نبرد نابرابرند، رسالت خبرنگاری،بی ثباتی امنیت شغلی ، شرایط ناگوار اقتصادی وتعارض منافع مدیران سرویس های خبری  در تقابل با منافع عمومی، همه وهمه دست به دست هم می دهند تا این قشر فهیم و تاثیرگذار نتوانند آنگونه که می خواهند ومی توانند به انجام وظایف حرفه ای خود بپردازند.  نتایج تلخ این آسیب شناسی، سکوتهای طولانی وپی درپی رسانه های رسمی جمعی در انعکاس واقعیت های موجود دستگاه های اجرایی انتخابی وانتصابی و به طور مشخص نظارت، سنجش وانعکاس دائمی میزان تخصص حرفه ای و تعهد عملی متولیان امور در اجرای تعهدات و وظایفشان در برابر مردم است ، تا جایی که این رسانه ها از منظر افکارعمومی نقش کانالهای یک طرفه بازگوکننده سخنان یک سویه متصدیان سازمانها و ادارات را ایفا می کنند و نه انتشار مطالبات عمومی و مطرح کردن ضعف ها و اشکالات و نقد ناتوانی مدیران سفارشی در حل همه آنچه می توان حرف ومطالبه اصلی  شهروندان نامید. بارها دیده می شودکه رسانه ها در هنگامه بیان و روشنگری،تماشاچی محض وساکت مطلقند و به وقت نظاره وسکوت وارزیابی، ناشیانه و آشکارا، ستایشگرند. همه روزه تصاویر صفحه اول روزنامه ها پر می شود از چهره هایی که از محبوبیت عمومی و نعمت زیبایی خدادادی کم بهره اند اما،پایه ثابت تکثیر وتکرار و بی سلیقگی هستند و به بزرگی جیبشان والبته به میزان سخاوت وحاتم بخشیشان، عکس های بزرگتری از آنان کار می شود وبا تداوم این کجروی ها،امروز دیگر هیچکس برای خرید همین تعداد محدود نسخه های سفارشی هم پولش را هزینه نمی کند و تعداد انگشت شمار روزنامه های توزیع شده در کیوسکهای مطبوعاتی نیز عودت داده می شود.    آنچه از ریزش انکارناپذیر  مخاطب،کاهش مشهود تیراژ رسانه های چاپی و در موضع ضعف قرار گرفتن رسانه می شنویم،صرفا حاصل تحولات فضای گفتمان جهانی، پیشرفت و جهش ابزار ارتباطی وبه دنبال آن تغییر ذائقه مخاطبان نیست،بلکه محصول بی اعتمادی عمومی نسبت به عملکرد و کارکرد  رسانه ها نیزمی باشد. در حالی که رسانه های سنتی،تلاش هدفمند و سازمان یافته ای برای بازیابی و بازسازی توان و جایگاه مردمی از دست رفته خود را ندارند ودر حرکت جامعه به سمت وسوی جبران آگاهانه خلاء موجود وتامین نیازمندیهای خبری عمومی، دوران معاصر را می توان عصرحاکمیت و یکه تازی شبکه های اجتماعی نامید. وقتی همه اضلاع و ارکان رسانه و ارتباطات(خبرنگار، مخاطب،دروازه بان خبر، مدیررسانه،ابزار ارتباطی در یکنفر خلاصه ومتمرکز شده)در اختیار شهروندان قرار گرفته وبه همگان فرصت برابر آزادی توامان با اختیار عمل داده است، شبکه اجتماعی،این شگفتی قرن،این دستاورد ممتاز و چابک دنیای پست مدرن و بسترساز ومنشا بسیاری از تحولات بزرگ فرهنگی، سیاسی،اجتماعی اقتصادی، همتایان سنتی خود را از میدان رقابت بیرون رانده وفاتحانه میدان داری و صحنه گردانی می کنند. در این اتمسفرفراگیر ونوین ارتباطی،انبوه کاربران این شبکه ها،مشتاقانه به استقبال  هویت های جدیدی که این نوع رسانه به آنها در قالب *پایگاه اجتماعی آمیخته با تعهدات داوطلبانه، مسئولانه و بشردوستانه، می بخشد،می روند. شبکه های اجتماعی از نوعی  نظارت وقضاوت عمومی متاثر از همگرایی،منافع عمومی و وجدان گروهی و اهرم های بازدارنده ای از جنس همین عناصر، دائما بهره می جویند... پایبندان این منشور و مرامنامه نانوشته،سیر صعودی کسب اعتماد واعتبار نزد مخاطبان را طی می کنند و ساختارشکنان آن، مسیر حذف و انزوا  را در پیش می گیرند و همه این موارد،با دستان توانمند سهامداران اصلی،یعنی مردم کوچه وبازار هدایت ومدیریت می شود و تا حد مقبول وقابل اتکایی،از دایره نفوذ،اختیارات،تصمیمات و فرامین صاحبان ثروت و قدرت بیرون بوده وهمواره مانند عقابی آزاد،بلندپرواز و تیزبین،ضمن اعمال نظارت مقتدرانه،تامرحله به حاشیه راندن وحذف مدیران تصادفی وسفارشی وبهبودی اوضاع گام برمی دارند.  حسین خبیری