به گزارش حافظ خبر؛
«محمدمهدی اسدزاده» در یادداشتی به عنوان «جنگ، آتشبس، مذاکره… صلح؟؟؟» آورده است:
از آغاز اسفند و شاید کمی جلوتر از آن، برخی سخن از مذاکره میگفتند تا سایه جنگ را از سر کشور کوتاه کنند. البته اگر این با نگاه خیرخواهانه به سخنشان بنگریم.
دشمن صهیونیستی که از آغاز سال 1357 تا کنون دشمنی خودش را آشکار و پنهان با مردم ایران بارها و بارها نشان داده است، سخن از مذاکره میکرد تا شروط و خواستههای خودش را بر مردم ایران تحمیل کند؛ کاری که رهبر شهید آن را به دور از عقلانیت نظام جمهوری اسلامی ایران و بهدور از عقلانیت استقلالخواهی، تمامیت ارضی و پیشرفت کشور دانست و بر سر این اندیشه استقلالخواهانه و پیشرفتگرایی، همراه با خانواده خود، در روز عاشورای رمضان، به مولای خود حضرت سیدالشهداء (ع) پیوست؛ همان چیزی که سه دهه پیوسته بر آن پافشاری میکرد که چنانچه کار بر ما دشوار شود، کار به صلح حسنی نمیرسد و عاشورای حسین رخ خواهد داد. وی در این چند ماه گذشته پیوسته به گونههای گوناگون استقلال را اینگونه شناساند که هرگونه جنگ یا صلح تحمیلی را نخواهد پذیرفت و این سبک از استقلالخواهی را نشانگری از ایستادگی و مستقل بودن کشور خواند.
در یک ماه گذشته، بارها این سخنان را از دهان مردم، رسانهها و مسئولین بسیاری شنیدهایم که آیا باید مذاکره کرد یا نه؟
در پاسخ به این پرسش، گاه برخی رسانهها آن را بسیار پیچیده میکنند و گاه بسیار ساده آن را به مردم نشان میدهند.
در پاسخ باید گفت که همگان باید بدانند که جنگها با زیادهخواهی آغازکنندگان جنگ آغاز میشود و پایاندهنده همه جنگها، گفتگوهای است که سیاسیون و سران کشورهای درگیر انجام میدهند.
مذاکره به معنای گفتگو بر سر راهکارهای برونرفت از چالش و گرفتاریهای پیش آمده، نه تنها به خودی خود بد نیست که راهکاری عقلانی و انسانی مینماید؛ پس نباید هرگونه مذاکره را خیانت به ملک و ملت دانست.
از سوی دیگر باید دانست همچنانکه مذاکره با بار گفتگو بد نیست و نباید مذاکره را خیانت نامید، باید به این نکته نیز توجه داشت که سبک مذاکره و کف و سقف مذاکره نیز بسیار مهم است.
جمهوری اسلامی ایران برای بار دوم سر میز مذاکره، مورد حمله دشمن صهیونی قرار گرفت. جنگی تحمیلی که به گفته خود دشمنان درست در هنگام رسیدن به توافق بسیار خوب، رخ داد؛ و جمهوری اسلامی ایران، پس از هر دو بار، استوار، از کشور دفاع جانانه کرد. دفاعهایی که نه تنها هر بار مقدستر از بار پیشین، که استوارتر، بیباکانهتر و همراه با شرافت و آزادگی بیشتر بود.
باز هم جمهوری اسلامی ایران، بر پایه شریعت و مذهب حاکم بر کشور، هزاران بار دیگر هم که باشد، دست بر ماشه و قبضه، سخن خودش را محکمتر از پیش خواهد گفت. این گونه گفتار و کردار، نه تنها پسندیده و نیکو است که نشان شرافت، صداقت، پایمردی و بزرگواری ایران و ایرانی خواهد بود.
درباره مذاکره همین بس که مذاکره باید در بستری امن رخ دهد. این در حالی است که هرچند دشمنان ما از امنیت کامل در هر بار مذاکره برخوردار بودهاند، نه تنها دیپلماتهای ایرانی که حتی مسئولان و رهبری جمهوری اسلامی ایران نیز از امنیت برخوردار نبودهاند؛ پس برای مذاکره، بایستی در گام نخست، زمینه امنیت کامل و جامع برای دیپلماتها، مردم و رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی ایران برقرار شود و سپس توقع این را داشته باشند که ایرانیان، سفیر صلح بفرستند.
در گام دوم، همیشه دیده و شنیدهایم که دشمن صهیونی، بسیار نیرنگباز و زیادهخواه است و در مذاکره تنها خواستههای خودش را میخواهد بر کرسی بنشاند. پس گام دوم برای مذاکره شرافتمندانه آن است که دشمن صهیونی آگاهی یابد مذاکره دستکم سه سو دارد و هر سو باید درخواست خود را با عقل، منطق، انصاف و شرافت بیان کنند و اگر خواسته سویی، درست نباشد، نباید پذیرفته شود. جمهوری اسلامی ایران، همیشه بر حقوق مسلم قانونی، طبق قوانین جهانی، پای فشرده و زیادهخواهی نداشته است و این صهیونیسم جهانی بهویژه آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی بودهاند که ورای قوانین جهانی و همراه با زیادهخواهی تنها و تنها بر عدم پیشرفت علمی، مادی و معنوی ایرانیان تکیه داشتهاند. گمان میشود که بهتر است این مذاکرات و گفتگوها، روبروی دوربینهای جهانی برگزار شود تا همه جهان بدانند که حق با چه کسی است و از زیادهخواهی جلوگیری شود.
در گام سوم باید بدانیم که چه بخواهیم و چه نخواهیم، گفتگو به گونههای گوناگون همیشه در جریان است. گاه این گفتگوها بر سر میز و دیپلماتهایی روبروی هم نشسته برگزار میشود؛ همچون مذاکرات در دولتهای موقت، یکم، و مذاکرات شناخته شده با نام برجام در دولتهای یازدهم و دوازدهم. گاه همچون مذاکرات چند ماه گذشته پیش از جنگ به گونه غیرمستقیم و با واسطهگری طرف سوم رخ میدهد بهویژه در دولتهای هفتم و هشتم و سیزدهم و چهاردهم. گاه دیپلماتها به گونه نوشتاری یا شفاهی یا نشانهای، دیدگاه و رویکرد رسمی کشور را به طرف مقابل ارائه میکنند داستان مکفارلین در دولتهای سوم و چهارم. گاه، دیدگاه و رویکرد مردم کشور، با مشتهای گرهکرده یا به گونههای گوناگون، از زبان مردم به جهان گفته خواهد شد همچون همه راهپیماییها بهویژه رویکرد دیپلماسی دولتهای نهم و دهم. گاهی نیز رهبران و سران کشورها، به صورت نشانهای یا رک، در رسانهها دیدگاههایشان را به طرف مقابل میرسانند؛ همچون همین جنگ رمضان. گاهی نیز مذاکره ترکیبی از همه گونههای گفتهشده است همچون مذاکرات در دولتهای دوم، پنجم و ششم.
آنچه گمان میشود این است که درباره مذاکره و گفتگو راهکارهای دیپلماتیک، باید مردم در پندار، گفتار و کردار آگاهانه برخورد کنند تا زمینه فتنه فتنهگران و فتنهجویان که پیوسته در کمیناند تا از هر آبی ماهی سود خود را بردارند، گرفته شود.
به یاد داشته باشیم که هنگام پذیرفته شدن قطعنامه پایان جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق با جمهوری اسلامی ایران، که امام خمینی از آن به جام زهر یاد کردند، کسانی در درون فتنه کردند و برخی از رزمندگان و مردم، تا به امروز نتوانستهاند بپذیرند که چرا؟
پس تذکر این نکته آگاهیبخش برای همه نیاز است که نخست امروز مذاکرات به گونه نشانهای و گفتگوی رسانهای در حال انجام است و شاید با گونه غیرمستقیم و پیشامد گفتگوی مستقیم یا با واسطه درباره چالشهایی که به جنگ تحمیلی و دفاع مقدس سوم انجامید، دور نخواهد بود. امروز هم برماست که آگاهانه، پشتیبانی خود را از خواستههای به حق و درست و بهجای آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبری جمهوری اسلامی ایران بیان کرده و از دیپلماتهای و سران کشور بخواهیم تا هرگونه مذاکره به هر سبک و سیاقی را تنها در راهبردهای روشن شده از سوی رهبری، پیش ببرند.