جمهوری اسلامی در همه این سالها، تنها به پشتوانه مردمی که دستهایشان تنها بهسوی درگاه کردگار خویش دراز بوده است و تنها در برابر او سر خم کردهاند، از تندبادها، سرافراز بیرون آمدهاند. هرچند در این راه، سختی بسیار کشیدهاند و فشارهای اقتصادی و تحریمهای همهجانبه دشمنان استقلال و آزادی و پیشرفت و دادگری آن، همیشه با فتنه و جنگ و خونریزی، در پی به زانو در آوردن آن بودهاند.
به گزارش حافظ خبر؛ محمدمهدی اسدزاده، در یادداشتی به پاسداشت روز جمهوری اسلامی رفت:
بسم الله الرحمن الرحیم
شکرلله شیعهای نامی شدیم
اهل جمهوری اسلامی شدیم
به یاد بیاوریم آن روز که دژخیم ستمشاهی و خودکامگی و دیکتاتوری، تیغ بر رگهای خروشنده مردم نهاد و درست هنگامی که بانگ مردمسالاری در همهجای ایران طنین افکنده بود، دادپیشگی را سر برید و آزادگی را در بند ساخت.
در آن هنگام که رهبران نهضت ملی و مذهبی ایرانمان یکی پس از دیگری جان میسپردند، شاه بیبند و بارمان، ایران جانمان را با قانون کاپیتالاسیون به آمریکا فروخت؛ و در همین هنگام، رهبر بیدار و امام اندیشمندمان، سر بر افراشت و با بانگ رسا، بیباکانه بر هیمنه شاه و ارباب تازهاش آمریکا تاخت و تاوان آن 15 سال زندان و تبعید بود.
نه زندان و نه تبعید، آن راهبر ایرانیان را نتوانست از مردم بگیرد؛ زیرا آزادی را میشود در بند کرد ولی آزادگی را نه... و او از تبار آزادگانی بود که در همه تاریخ، پرچم آزادگی برافراشته بودند... مردی از تبار تبربهدستان بتشکن تاریخ، از ابراهیم تا علی، از علی تا حسین و از حسین تا مهدی...
15 سال تبعید، اندیشههای این اندیشمند صدرایی را نه تنها برای ایرانیان آشکارتر کرد که جهان اسلام و سپس جهان انسانی را با اندیشههای حکمت متعالیه اسلامی آشنا ساخت.
او که سالهای به بازخوانی دیدگاههای گوناگون اسلامی درباره ولایت فقیه پرداخته بود، با پیروزی انقلاب اسلامی، دولت موقت را که مورد پذیرش همه جریانهای آن روز بود، به برگزاری همهپرسی سبک زمامداری فراخواند و خود به قم رفت. او یک سخن جمهوری اسلامی...
در دو ماه پس از پیروزی انقلاب، اندیشههای گوناگون در آزادی کامل دیدگاههای خود را بیان کردند؛ در این بزنگاه، یاران امام نیز به تبیین و روشنگری درباره جمهوری اسلامی پرداختند.
این بود که در یک کارزار اندیشگاهی، مردم ایران، جمهوری اسلامی را به عنوان سبک زمامداری خود با رأی 98 درصدی پذیرفتند... جمهوری اسلامی که با نشان دادگری، آزادگی، استقلال و پیشرفت و آبادانی شناخته میشود... جمهوری اسلامی که رهبر شهیدمان، آن را مردمسالاری دینی خواند و مردمسالاری را زیربنای آن میدانست.
جمهوری اسلامی در همه این سالها، تنها به پشتوانه مردمی که دستهایشان تنها بهسوی درگاه کردگار خویش دراز بوده است و تنها در برابر او سر خم کردهاند، از تندبادها، سرافراز بیرون آمدهاند. هرچند در این راه، سختی بسیار کشیدهاند و فشارهای اقتصادی و تحریمهای همهجانبه دشمنان استقلال و آزادی و پیشرفت و دادگری آن، همیشه با فتنه و جنگ و خونریزی، در پی به زانو در آوردن آن بودهاند.
امروز در حالی به پیشواز روز برآمدن جمهوری اسلامی میرویم که دو رهبر بزرگوار و فرزانه و اندیشمند را در این راه گذاشتهایم و رهبر سوم تازه پرچمدار شده است. در روزگاری که جنگ سوم تحمیلی، از سوی بیشرفترین، ناکثترین و ناکسترین، فاسدترین و شقیترین مردمان روزگارمان بر ما تحمیل شده است تا بار دیگر بند بندگی کاپیتالاسیون پهلوی را بر گردن آویزیم و بیآنکه بدانند ما آزادگی، دادگری، سرافرازی را در مکتب خمینی و خامنهای خوب آموختهایم... همانآنکه به ما درس بزرگ حسینی دادند که هیهات من الذله یعنی چه... و چون منی با چون یزیدی، بیعت نخواهد کرد.
ایستادهایم تا مردمسالاری را با پشتوانه استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت و آبادانی، بالندهتر از پیش، زیر پرچمی که در دستان آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبری معظم انقلاب اسلامی نهاده شده است، به پیشبریم.